رمان «موش سبز» نوشته رابرت دبلیو. چمبرز، در اوایل قرن بیستم نوشته شده است. داستان درباره مرد جوانی است که پس از ورود به وضعیت مالی بحرانی، مجبور میشود با زندگی تفریحی و بیفایده خود روبرو شود. او با کمبود مهارتهای عملی خود دست و پنجه نرم میکند و به فکر این است که با استفاده از استعدادهای غیرعادی خود، شغل یک جادوگر را برای سرگرم کردن دیگران انتخاب کند. داستان به توصیف رابطهاش با یک هنرمند جوان میپردازد؛ آنها هر دو در حال مقابله با مشکلات شخصی خود هستند. در ابتدای رمان، خوانندگان با مرد جوانی ناامید و درگیر با بحران مالی خانوادهاش آشنا میشوند؛ او که نسبت به کار و انتخابهای زندگی بیتفاوت است، شروع به فکر استفاده از استعداد جادوگری خود به عنوان شغل میکند؛ هرچند مطمئن نیست که جامعه آن را تأیید خواهد کرد. در ادامه داستان، او به طور تصادفی با یک دختر پرانرژی در پارک مرکزی آشنا میشود؛ این رابطه منجر به شکلگیری یک ارتباط پیچیده و عمیق بین آنها میگردد. با پیشرفت داستان، زمینهسازی برای یک روایت هم خندهدار و هم رمانتیک انجام میشود؛ در این روایت، موضوعاتی مانند مشکلات مالی، آرزوها و تصادفات خوب، با یکدیگر تلاقی دارند و نغمهای برای رابطه در حال تکامل آنها ایجاد میکنند.