«ماجراجویی واقعی» نوشته هنری کیچل وبستر، رمانی است که در اوایل قرن بیستم نوشته شده است. این کتاب زندگی چندین شخصیت را دنبال میکند و بهطور خاص بر روزالیند استنتون و روابط پیچیدهاش تمرکز دارد؛ روزالیند در مسیر کشف خود، عشق و همچنین انتظارات جامعه آن زمان قرار دارد. از طریق تعاملات او با استاد، خانواده و همسالانش، مضامینی مانند عشق، طموح و رشد شخصی آشکار میشوند. در ابتدای رمان، به یک سخنرانی استاد پرداخته میشود؛ روزالیند که از نصایح شوخطبع او درباره ازدواج لذت میبرد، مورد توجه او قرار میگیرد. علیرغم ناراحتی استاد از حواس پرتی روزالیند، واضح است که او را مجذوب خود کرده است. پس از کلاس، روزالیند با حال و هوایی شاد و پرانرژی از محل کلاس خارج میشود؛ این تفاوت با فضای آکادمیک سنگین قبلی، بسیار چشمگیر است. در راه بازگشت به خانه، او با یک مسئول اتوبوس روبرو میشود؛ این رویارویی نقطه عطفی در زندگی او است و در نهایت منجر به برقراری یک ارتباط غیرمنتظره با رادنی آلدریچ میشود؛ مردی که ظاهراً دیدگاه شاد و پرانرژی روزالیند نسبت به زندگی را با او به اشتراک میگذارد. این رویارویی، زمینهساز تحولات بعدی در روابط شخصیتها و ماجراجوییهای عاشقانه و فکری آنها خواهد بود.