رمان «بیداری» نوشته کیت شوپین، احتمالاً مربوط به اواخر قرن نوزدهم است. داستان این رمان درباره ادنا پونتلیر، زن جوانی متأهل، است؛ ادنا در طول یک تابستان گذرانده شده در جزیره گرند آیل، دچار تغییر عمیقی میشود و این تجربه باعث میگردد که قیدهای جامعه خود و نقشهایش به عنوان همسر و مادر را زیر سؤال ببرد. این داستان به بررسی مفاهیمی چون هویت، استقلال و مبارزه با قوانین جامعه میپردازد. در آغاز رمان «بیداری»، خواننده با ادنا پونتلیر و همسرش لئونس در حین تابستان گذرانده شده در جزیره گرند آیل آشنا میشود. در حالی که لئونس سعی دارد از صبح یکشنبه خود لذت ببرد، صداهای جزیره – به ویژه صدای بچهها و پرندگان – اطراف او را فرا گرفتهاند. وقتی ادنا همراه با رابرت لبرون به آنجا میرسد، تنشهایی بین آنها ایجاد میشود؛ زیرا لئونس نگران سوختگی پوست ادنا و روحیه ماجراجویانهاش میشود. با گذشت تابستان، ادنا با احساساتی مبنی بر محدودیت در نقشهای خود دست و پنجه نرم میکند و شروع به تأمل درباره هویت خود میکند؛ این امر نشاندهنده آشفتگی درونی اوست که سیر داستان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. رابطه بین ادنا، لئونس و رابرت نیز پیچیدگیهای عاطفی عمیقتری را نشان میدهد و به جستجوی خودآگاهی ادنا پیشزمینه میسازد.