داستان کوتاه «ماجرای ویستریا لاج» نوشته آرتور کانان دویل، یک داستان درباره شرلوک هولمز است که در سال ۱۹۰۸ منتشر شد. وقتی جان اسکات اکلز برای بحث درباره یک موضوع «عجیب و غریب» به دیدار هولمز میرود، خود را درگیر یک تحقیقات قتل مربوط به ناپدید شدن مرموزی در ویستریا لاج مییابد. هولمز شبکهای از توطئههای سیاسی را کشف میکند؛ توطئههایی که از آمریکای مرکزی تا انگلستان گسترش یافتهاند و شامل یک دیکتاتور فراری که با یک هویت جعلی پنهان شده، و یک معلم خصوصی با اهداف تلافیجویانه تاریک هستند.