داستان «گوکل، هینکل و گاکلئیا» نوشته کلمنز برنتانو، روایتی خیالپرده است که ترکیبی از داستانهای پری و حکایات عبرتآمیز به نظر میرسد؛ احتمالاً در اوایل قرن نوزدهم نوشته شده است. داستان درباره یک مرغ عجوز و مغرور به نام گوکل، همسرش هینکل و دخترشان گاکلئیا است؛ آنها در یک قلعه خرابه در آلمان زندگی میکنند. در حین سپری کردن شرایط سخت زندگی، با پرندگان مختلفی روبرو میشوند؛ برخی از آنها دوستانه و برخی دیگر شکارچی هستند. مضامینی چون شرافت، احترام به خود و محبت خانوادگی در این داستان نقش برجستهای دارند؛ گوکل سعی میکند علیرغم شرایط فقیرانه، کرامت خود را حفظ کند. در آغاز داستان، شخصیتهای اصلی و شرایط زندگی آنها در قلعه خرابه معرفی میشوند؛ عجبانگیزی گوکل و ایمان اخلاقی او در برابر پذیرفتن پرندگان شکارچی، علیرغم نیازهای مالی فوری، به خوبی نشان داده میشود. گوکل با تمام وجود برای محافظت از خانواده و افراد بیگناه تلاش میکند؛ همچنین شخصیت عجیب و غریب او نیز به خوبی در داستان به چشم میآید. روایت، پیشزمینهای برای ماجراها و چالشهایی که این خانواده با آنها روبرو خواهد شد، فراهم میکند؛ گوکل برای حفظ عزت و کرامت خود در شرایط سخت زندگی، تلاش میکند. زبان خیالپرده و عناصر فانتزی این داستان، راهی پر از درسهای اخلاقی و رویدادهای جذاب را پیشبینی میکند؛ دنیایی که به طور غنی تصور شده است.