رمان «خیانتکار» نوشته ماتیلد سرائو، در اواخر قرن نوزدهم نوشته شده است. داستان این رمان حول یک مثلث عاشقانه پیچیده با شخصیتهای پائولو هرتس، لوئیزا سیما و شری میگردد؛ این رمان به بررسی مفاهیم عشق، خیانت و آشفتگیهای عاطفی همراه با روابط عاشقانه میپردازد. با توصیفات دقیق از شخصیتها، این رمان به زندگی درونی و مشکلات آنها میپردازد؛ بهویژه علاقه عمیق پائولو و درگیریهای درونی او. در ابتدای رمان، با سه شخصیت آشنا میشویم: پائولو هرتس، مردی ۳۶ ساله که با نیازهای عاطفی خود دست و پنجه نرم میکند؛ لوئیزا سیما، زنی ۲۶ ساله ظریف و تلاشگر برای کنترل دیگران؛ و شری، شخصیتی رازآلود با گذشتهای نامشخص، اما جذابیتی که همه اطرافیانش را مسحور خود میکند. داستان بر طبیعت چندبعدی شخصیت پائولو تمرکز دارد و تجربیات گذشته او در زمینه عشق، از دست دادنها و تردیدهایش برای وفادار ماندن به دیگران را به تفصیل شرح میدهد؛ همچنین خودخواهی لوئیزا و جذابیت شری نیز بهطور واضح آشکار میگردند. در پسزمینه زندگی پیچیده این سه شخصیت، داستان به بررسی عمیق مفاهیم عشق و خیانت میپردازد.