رمان «قلب تاریکی» نوشته ژوزف کنراد، در سال ۱۸۹۹ منتشر شد. چارلز مارلو، دریانوردی است که داستان سفر خود را به عنوان کاپیتان یک کشتی بخار برای یک شرکت بلژیکی، به عمق داخل آفریقا روایت میکند. وظیفه او، یافتن کورتز، تاجر فیلدندان است؛ کسی که به طرز مرموزی در یک ایستگاه دورافتاده در امتداد رودخانه ساکن شده بود. داستان کنراد به بررسی استعمارگرایی اروپا، قدرت و اخلاق میپردازد و در عین حال مرز بین تمدن و وحشیگری را زیر سؤال میبرد. این رمان به صورت تاریکی به مسئله امپریالیسم میپردازد و شباهتهای نگرانکنندهای بین لندن و آفریقا، به عنوان دو مکان درگیر تاریکی، ارائه میدهد.
صفحه ویکیپدیا درباره این کتاب: en.wikipedia.org/wiki/Heart_of_Darkness همچنین ببینید: PG#526