کتاب «شیلا از خلیج بگ رک: داستانی از کیپ کاد» نوشته جیمز ال. کوپر، احتمالاً در اوایل قرن بیستم نوشته شده است. داستان حول زندگی کاپیتان آیرا بال و همسرش، پرودنس، که ملوانان بازنشستهای در کیپ کاد زندگی میکنند، میگردد؛ این زوج به دلیل تنهایی فزاینده خود، درباره پذیرفتن یدا می بوستویک، خویشاوند جوانشان، در خانهشان تصمیمگیری میکنند. این داستان به بررسی روابط خانوادگی، چالشهای ناشی از پیری و جستجوی همراهی میپردازد. در آغاز کتاب، خوانندگان با کاپیتان آیرا آشنا میشوند؛ او فردی با ویژگیهای یک ملوان باتجربه است: قوی الجثه اما عمیقالفکر. کاپیتان آیرا و همسرش درباره نگرانیهای خود درباره آینده صحبت میکنند؛ آنها درباره چالشهای روزمره و خاطرات خانوادگیشان گفتوگو میکنند. این گفتوگوها فضایی دلگرم و صمیمانه ایجاد میکنند؛ آنها درباره این امکان صحبت میکنند که یدا می بوستویک را به خانهشان ببرند تا تنهاییشان کمی کاهش یابد. این احتمال با حس نostalgiا و پیچیدگیهای زندگی همراه است؛ این موضوع زمینهساز رویدادها و تحولات آینده در داستان خواهد بود.