«طناب مرد بهدارآویخته» نوشتهٔ پونسون دو ترای است؛ رمانی که در اواخر قرن نوزدهم، بهطور مشخص در سال ۱۸۸۹، نوشته شده است. داستان روکامبول را دنبال میکند؛ شخصیتی محوری که ظاهراً گروهی از افراد گوناگون را در موقعیتی خطرناک در محیطی زیرزمینی هدایت میکند. روایت با لحظاتی شدید از خطر پیش میرود و به مضامینی چون شجاعت، نومیدی و جستوجوی آزادی در برابر نیروهای سرکوبگر اشاره دارد. آغاز رمان خوانندگان را با صحنهای آشفته روبهرو میکند که در آن روکامبول و همراهانش در زیرزمین، میان فروریختنهای شدید و تهدید کشف شدن توسط پلیس، گرفتار شدهاند. هنگامی که آنان در تاریکی راه خود را مییابند، روکامبول آرام و حسابگر باقی میماند، وضعیتشان را بررسی میکند و ضمن جستوجوی راهی برای فرار، به همراهانش مشورت میدهد. با کشف یک بشکهٔ قدیمی باروت، تنش افزایش مییابد و طرحی مهم با استفاده از مواد منفجره شکل میگیرد؛ تلاشی نومیدانه برای ایجاد راهی تازه به سوی آزادی. با نزدیک شدن خطر دستگیری و ضرورت همکاری میان شخصیتها، وضعیت شدت بیشتری مییابد و زمینه برای ماجرایی پرکشش فراهم میشود.