«چهار داستان کوتاه» اثر امیل زولا، مجموعهای از آثار ادبی است که در اواخر قرن نوزدهم نوشته شدهاند. این مجموعه، توانایی زولا در روایت داستانها و نگاه عمیق او به ماهیت انسان را نشان میدهد؛ در آن دائماً به موضوعاتی چون جامعه، اخلاق و وضعیت انسانی پرداخته شده است. شخصیتهای قابل توجهی در این داستانها ظاهر میشوند؛ داستان اول با عنوان «نانا»، درباره یک زن جوان است که حضورش در تئاتر، تفاوت شدید بین شخصیت عمومی او و مشکلات خصوصیاش را آشکار میکند. آغاز داستان «نانا»، تصویری زنده از یک تئاتر در پاریس در آستانه اجرای یک نمایش بسیار مورد انتظار را به تصویر میکشد؛ در حین انتظار مخاطبان، با شخصیتهایی چون هکتور دلا فالوز و همراهش فوشری آشنا میشویم؛ آنها درباره «نانا»، ستاره مرموز این داستان، صحبت میکنند. فضای اطراف پر از هیجان و کنجکاوی است؛ این امر باعث میشود علاقه شهر به شهرت و جذابیت به خوبی نمایان گردد. روایت، حسی از تنش ایجاد میکند؛ زیرا انتظارات برای اولین اجرای «نانا» رو به افزایش است و این امر نشاندهنده شخصیت پیچیدهی او و تأثیری است که قرار است بر اطرافیانش داشته باشد. این مقدمه، خوانندگان را به کاوش عمیقتر در پیچیدگیهای جامعهشناختی و داستانهای شخصی که در طول این داستانها روایت میشوند، دعوت میکند.