داستان «پیرمرد دریا» نوشته دبلیو. دبلیو. جکوبز، یک داستان کوتاه خندهدار است که در اوایل قرن بیستم نوشته شده است. این داستان به تعاملات خندهدار بین دو مرد، آقای جورج رایت و پیرمرد دریانوردی به نام آقای کمپ، میپردازد؛ این دو با هم یک طرح پیچیده بر اساس تظاهر و فریب طراحی میکنند. داستان حول موضوعاتی چون ثروت، دوستی و عواقب ناشی از دروغگویی میگردد؛ در نهایت نیز نگاهی طنزآمیز به آرزوها و روابط اجتماعی ارائه میدهد. داستان زمانی آغاز میشود که جورج رایت برای تحت تأثیر قرار دادن یک دختر جوان به نام بلا، از آقای کمپ کمک میخواهد تا نقش عموی ثروتمندی اهل نیوزیلند را بازی کند. این دو شروع به اجرای این نقشآفرینی میکنند؛ آقای کمپ با داستانگوییهای اغراقآمیز و رفتارهای شیک، تصویری از یک فرد ثروتمند ایجاد میکند. اما این فریب زمانی پیچیدهتر میشود که خود آقای کمپ بیش از حد به این نقش علاقهمند میشود و تمایل خود را برای ماندن به طور دائم در آنجا و دست یافتن به خانم برادشو، مادر بلا، ابراز میکند. با پیشرفت داستان، سوءتفاهمات و درگیریهای خندهداری رخ میدهد که در نهایت منجر به یک پیچیدگی میشود که شخصیتها، بهویژه آقای رایت، را در یک وضعیت خندهدار قرار میدهد؛ این وضعیت با ماهیت پیشبینیناپذیر آقای کمپ و علاقهی بیپایان او به سفر با تاکسی و خرجهای بیرویه، حتی بیشتر طنزآمیز میگردد.