«Bukfenc» اثر گیولا کرودی، رمانی است که در اوایل قرن بیستم نوشته شده است. داستان بر دختر جوانی به نام دْیونْدیویراغ تمرکز دارد که دوران کودکی خود را در خانهای پیچیده و سرشار از رازها و پژواکهای انتظارات اجتماعی میگذراند. آغاز داستان زمینه را برای کاوشی عمیق در جوانی، معصومیت و برخورد میان خواستههای شخصی و هنجارهای اجتماعی فراهم میکند. در ابتدای رمان با دْیونْدیویراغ آشنا میشویم که در خانهٔ مادربزرگش زندگی میکند؛ خانهای آکنده از آمیزهای از رمز و راز و دسیسههای بزرگسالان. روایت تصویری زنده از محیط پیرامون او ترسیم میکند و جوهرهٔ زندگی محافظتشده اما کنجکاوانهاش را به تصویر میکشد. مشاهدات دْیونْدیویراغ جهان بزرگسالان پیرامونش را آشکار میکند؛ جهانی سرشار از قواعد ناگفته، شور و اشتیاقهای ممنوع و شخصیتهایی مانند مادربزرگ مقتدرش که هم محافظ است و هم اسیر انتظارات اجتماعی. بخش آغازین، سفری غنی و نمادین به سوی خودشناسی را نوید میدهد؛ سفری که در آن دْیونْدیویراغ با احساسات نوپای خود و اشتیاقش به آزادی دستوپنجه نرم میکند.